شب یلدا

سوال!!

یک سوالی برام پیش اومده بود و میخواستم از ادبا بپرسم ببینم نظرشون چیه.

من که دچار یاس فلسفی شدم.:)

سوال:

منفی جمله ی “من دارم میرم” چی میشه ؟

من دارم نمیرم !
من ندارم میرم !

من ندارم نمیرم!
نه من دارم میرم !!

+ نوشته شده در ساعت توسط سعیده |


...

" صفر را بستند"


تا ما به بیرون زنگ نزنیم


از شما چه پنهان


ما از درون زنگ زدیم!

 

+ نوشته شده در ساعت توسط سعیده |


واکسیناسیون!

خواهرم روی صندلی نشسته  بود و یکم از راست و یکم از چپ چرت میزد بهش

گفتم برو بخواب خسته ای!

گفت: نمیخوام بخوابم!

میگم برو بخواب داری از خستگی میای کف زمین!

گفت: نمیخوام بخوابم!

میگم داری میمیری از خستگی برو بخواب!

گفت: گفت نمیخوام بخوابم دلم نمیخواد.

منم دیدم داره اذیت میشه بهش گفتم میخوای خواب از سرت بپره ؟

در حالی داشت چشماش بسته میشد گفت آره، خیلی !

منم هیچی نگفتم و رفتم و دو قیقه بعد اومدم دیدم خوابه!

با صدای ۸ ریشتر گفتم پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ!

بنده خدا ۶ متر پرید هوا، ولی همزمان با پرشش به هوا حسابی خوابش هم پرید.

الان دو روزه که باهام حرف نمیزنه!

به نظرتون از ترس زبونش بند اومده یا چیز دیگه ای پیش اومده. البته من مرد روزهای سختم!

 

+ همیشه حواستون رو جمع کنید که چی میخواین! خب خودش گفت خیلی میخواد که

خوابش بپره!

+ یه بار یه بنده خدایی رو ترسوندیم چند روز بهش آب قند میدادن فشارش بیاد بالا ولی

عیبی نداره همون باعث شد که در برابر ترس ناگهانی واکسینه شده.

 

+ نوشته شده در ساعت توسط سعیده |


آسانسور!

چند روز پیش افطار خونه فامیل دور بودیم (فامیل دور کلاه قرمزی رو نمیگم)

خونشون طبقه سوم بود. منم قرار بود مادر بزرگم رو ببر پایین. چند بار رفتم و اومدم دیدم دو تا

پیرزن جلوی در آسانسور ایستادن هی  با هم بحث میکنن که کلیدش رو باید محکم تر فشار داد.

آسانسور بالا نیومد دیدم دارن از پله میرن پایین اونم به چه سرعتی .

منم رفتم مادر بزرگم رو آوردم تا جلوی در آسانسور تا من در آسانسور رو باز کردم دیدم

اونی که عقب تره و  تقریبا ۱۰ تا پله رفته پایین به اون یکی که روی پله ۱۵ هستش میگه

شمسی خانم برگرد آسانسور! آسانسور!

تا من در آسانسور رو بازکردم اونا اولین نفراتی بودن که سوار شدن.

منم  مادر بزرگم رو سوار کردم و از پله ها برگشتم که خطری من رو تهدید نکنه!

فکر کنید ۳ تا پیر زن  توی یک آسانسور چه شود.

وقتی اومدم پایین و پله ها رو شمردم تقریبا ۳۰ تا پله بود.

در همون لحظه فهمیدم که غیر از دانشجویان افراد مسن هم به آسانسور خیلی علاقه دارن!

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط سعیده |


اینجا پست جدید ماست:)

من خیلی خسته ام ، الان هم ساعت ۲۰:۲۰ است.

دیگه نه طاقت ماه رمضون رودارم و نه گرما!

عزیزان کامنت بذارید!

+ راستی اعصاب هم ندارم!

+ نوشته شده در ساعت توسط سعیده |


آرزو

آرزویی بکن ...

 خدا آرزوهایت را میشنود 

و 

 دستهایش پر از معجزه ...

آرزویی بکن...

شاید کوچکترین معجزه اش باشد آرزوی تو.....




+ نوشته شده در ساعت توسط سعیده |